توضیحات
✨ اگر به ماشینهای کلکسیونی، سبک کلاسیک، اصالت و تاریخ علاقه داری، یکبار امتحانش کن.
دیور فارنهایت از مجموعه ی سیوله فقط یه عطر نیست؛ یه تجربهست — مثل باز کردن درِ یک ماشین کلاسیک و بوی چرم کهنه، فلز داغ، و خاطرههایی که روی صندلیها مونده.
از سال ۱۹۸۸ که به دنیا اومد، فارنهایت با بویی خاص و ساختارشکن، همهچیو عوض کرد.
اینو برای مردهایی ساختن که همیشه در مرز بین آرامش و آتیشن؛
همونایی که کت چرم میپوشن، عینک دودی میزنن، ولی کم حرف میزنن.
آدمایی که از بو، شخصیت میسازن.
با نتهای آغازین مرکباتی و تند، ورودش پرانرژیه.
اما خیلی زود با برگ بنفشه و چرم میرسه به جایی که خاصترین امضای عطری دیوره.
و تهماندهاش؟
یه حس گرم، تلخ و موندگار که تا ساعتها اطرافت میمونه، مثل صدای موتور ماشین قدیمی توی شب.

علی –
به جرات میتونم بگم یکی از شاهکارای صنعت عطر سازیه با ا اینکه کلاسیک و قدیمیه ولی دوسش دارم
آریا –
این عطر واقعاً فوقالعادهست! هر بار که فارنهایت میزنم (که معمولاً فقط ۳ بار در سال استفاده میکنم)، همیشه با خودم میگم “چرا بیشتر ازش استفاده نمیکنم؟” چون واقعاً انرژیبخش و دلانگیزه. وقتی این عطر رو میزنم، حس میکنم یه مرد واقعی هستم!
این عطر منو میبره به سالهای قدیم، زمانی که اولین بار این عطر رو از معلمها و مربیهایم حس میکردم. اون زمانها عطرها نماد جایگاه اجتماعی بودن و خیلیها از این عطر استفاده میکردن. من هم یه دانشآموز بودم و نمیتونستم خودم از این عطر استفاده کنم، ولی همیشه وقتی معلمها میاومدن توی راهرو، بلافاصله توی بوی عطرشون غرق میشدم! چند سال بعد، یه بطری برای خودم خریدم و حالا تمام مردای خانوادهام هم این عطر رو دوست دارن.
با وجود اینکه این عطر نتهای مختلفی داره، خیلی خنک و نشاطآوره. بوی مرکباتی که اولش میاد مثل غلاف پنبهای هست که تا مدتها تازه باقی میمونه. ولی چیزی که من واقعا دوست دارم، سدره. من همیشه دنبال سدر خوب میگردم و این عطر بهترین سدر رو داره. گلها تو این عطر خیلی برجسته نیستن، ولی یه حس شیرینی کم بهش اضافه شده. وقتی به پایه میرسه، نعناع هندی بیشتر خودشو نشون میده، ولی کهربا و تونکا این ترکیب رو نرم و دلپذیر میکنن.
این عطر رو خیلی از افراد با چیزهای عجیبی مثل بوی بنزین یا کارگاههای ماشین مقایسه میکنن، اما برای من هیچکدوم از اینها به ذهنم نمیاد. فارنهایت همیشه منو یاد مردای خوشپوش میاندازه که یه زمان از روی بو همدیگه رو میشناختیم!